خانه باور بینش

خانه باور بینش

(بنیانگذار خانم دکتر سیما اسکندری)

مهم نیست که در گذشته چگونه بودی یا در آینده چه خواهی بود.

نیاز به هیچ قولی برای آینده و هیچ افسوسی برای گذشته نیست.

 

فقط امروز، و به بیان بهتر فقط این لحظه که هستی، سعی کن در بهترین کیفیت باشی.

 

 زیرا آرامش یافتن برای ساعاتی کوتاه بسیار راحت تر از آن است که قول یک عمر خشمگین نشدن را به خود دهید.

🍃‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اگر به من بگویند زیباترین واژه‌ای که

 یادگرفتی چیست؟

 

میگویم “پذیرش” است

پذیرش یعنی:

پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش

پذیرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون.

پذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد.

پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه می کنم.

پذیرفتن اینکه من کامل نیستم.

پذیرفتن اینکه هیچ کس مسئول زندگی من نیست.

پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن.

داشتن پذیرش توی زندگی یعنی پایان دادن به تمام دعواها و اختلافها

دیگه کافیه ! صبر و انتظار ، دیگه کافیه. اینهمه منتظر موندی تا یکی بیاد وحال دلتو خوب کنه، چی عایدت شد؟

اینهمه صبرکردی تا یه اتفاقی بیفته و خوشحال بشی، چی عایدت شد؟

تازه اگه بر فرض محال، اون ادم اومد و اون اتفاق افتاد و به ظاهر همه چی، جور شد… حالا با ترس ازدست دادن مواجه میشی و اینکه نکنه اون ادم بره یا اون رویداد، تموم بشه و دوباره تو با رهاشدگی مواجه بشی.

حالا میخوام یه تکنیک حرفه ای ، بهت یاد بدم که همیشه و همه جا، حالت خوب باشه و هیچکی نتونه این احساس عالی رو، ازت بگیره…

اره دوست خوبم! این کلید طلایی اینه که از همین لحظه یادبگیری که خودت حال دلت رو خوب کنی و از بودن باخودت ، لذت ببری و به خودواقعیت ، عشق بدی و برای خودت وقت بذاری و هزینه کنی وبه خودت احترام بذاری ومحکم خودتو در اغوش بگیری و دیگه حتی یه لحظه م، منتظر نمونی. اونی که لیاقتت رو داشته باشه، خودش میاد و اونی که قدر تو نمیدونه و اندازه تو نیست، میره .

پس در رو باز بذار تا تکلیف رفتنی و موندنی معلوم بشه و دیگه از بلاتکلیفی و صبر و انتظار، حرفی نزن و لذت لحظه حال رو ببر .حتی اگه هیچکی توی زندگیت نیس و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده

آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال می‌کنیم که می‌توانیم شخص دیگری یا موجود زنده‌ی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.

به جنگل، گل یا پرنده نگاه می‌کنم و می‌گویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدم‌های خوشبختی خواهیم بود

آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال می‌کنیم که می‌توانیم شخص دیگری یا موجود زنده‌ی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.

به جنگل، گل یا پرنده نگاه می‌کنم و می‌گویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدم‌های خوشبختی خواهیم بود

اجازه نده، دیروز بـا خاطراتش

و فردا با وعده‌هایش تو را خواب کنند.

اجازه نده، دیروز و فردا با هم

دست به یکی کنند، و لذت لحظات

ناب امروز را از تو بگیرند، اجازه نده

افکار پوچ، تازگی زندگی اکنون را

از تو بگیرند، بدون قضاوت و برچسب زدن

به افکارت از لحظات امروز لذت ببر

اجازه نده، دیروز بـا خاطراتش

و فردا با وعده‌هایش تو را خواب کنند.

اجازه نده، دیروز و فردا با هم

دست به یکی کنند، و لذت لحظات

ناب امروز را از تو بگیرند، اجازه نده

افکار پوچ، تازگی زندگی اکنون را

از تو بگیرند، بدون قضاوت و برچسب زدن

به افکارت از لحظات امروز لذت ببر

لحظهٔ حال همواره کوچک است،

یعنی آنچه که همواره ساده است،

اما در درون خود

بزرگ‌ترین نیرو را نهفته دارد.

مانند اتم

که یکی از کوچک‌ترین چیزهاست،

با این همه

نیروی عظیمی را

در خود جای داده است.

فقط هنگامی که

با لحظهٔ حال همسو می‌شوید،

به آن نیرو دسترسی می‌یابید

یا شاید

درست‌تر باشد اگر بگوییم که

آن نیرو از طریق شما به شما

و این جهان دسترسی می‌یابد.

لحظهٔ حال همواره کوچک است،

یعنی آنچه که همواره ساده است،

اما در درون خود

بزرگ‌ترین نیرو را نهفته دارد.

مانند اتم

که یکی از کوچک‌ترین چیزهاست،

با این همه

نیروی عظیمی را

در خود جای داده است.

فقط هنگامی که

با لحظهٔ حال همسو می‌شوید،

به آن نیرو دسترسی می‌یابید

یا شاید

درست‌تر باشد اگر بگوییم که

آن نیرو از طریق شما به شما

و این جهان دسترسی می‌یابد.

وقتی می‌گویم خلاق باش،

منظورم این نیست که همگی بروید

و نقاشان و شاعران بزرگی شوید.

صرفاً منظورم این است که

اجازه دهی زندگی‌ات

یک تابلوی نقّاشی،

یک غزل باشد

جمله بی قراریت از طلب قرار توست

 طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت

 

 جمله بی مرادیت از طلب مراد تست

 ورنه همه مرادها همچو نثار آیدت

 

 عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی

 تا که نگار ناز گر عاشق زار آیدت

مثبت فکر کردن هم یک جور واقع گراییه.

منفی بین ها به چیزی که غیر ممکن است توجه بیشتری دارند اما مثبت اندیش ها به چیزی که امکان پذیر است توجه دارند.

 

“هر کدوم به سمت چیزی پیش می روند که توجه می کنند”.

 

هر چقدر که مسایل ناخوشایند زندگی جزیی از واقعیت هاست، مسایل خوب زندگی هم واقعیت است.

 

حواسمان باید باشد که در کدام ها دست و پا میزنیم. یعنی توجه مان را غرق کدام دسته کردیم.

 

“در واقع نیروی حیاتی و زمان زندگیتو خرج چی می کنی؟ “

 

واقع گرایی شامل دیدن همه چیز میشه. اما یک واقع گرا هم باید در میان دیده هایش انتخاب کند

مثبت فکر کردن هم یک جور واقع گراییه.

منفی بین ها به چیزی که غیر ممکن است توجه بیشتری دارند اما مثبت اندیش ها به چیزی که امکان پذیر است توجه دارند.

 

“هر کدوم به سمت چیزی پیش می روند که توجه می کنند”.

 

هر چقدر که مسایل ناخوشایند زندگی جزیی از واقعیت هاست، مسایل خوب زندگی هم واقعیت است.

 

حواسمان باید باشد که در کدام ها دست و پا میزنیم. یعنی توجه مان را غرق کدام دسته کردیم.

 

“در واقع نیروی حیاتی و زمان زندگیتو خرج چی می کنی؟ “

 

واقع گرایی شامل دیدن همه چیز میشه. اما یک واقع گرا هم باید در میان دیده هایش انتخاب کند

به گذشته بر نگردید…

اهمیتی ندارد گذشته را چگونه گذراندید، ممکن است با مشکلات زیادی روبرو شده باشید و این مشکل همچنان در زندگیتان حضور داشته باشد اما جهان هستی به گذشته شما کاری ندارد و تنها چیزی که مهمه فرکانس اکنون شماست.

هم اکنون تصمیم بگیرید که روند زندگیتان را تغییر دهید و به آنچه دوست دارید بیندیشید … فرکانستان را از نخواستنی ها به خواستنی ها تغییر دهید تا جهان برای شما بهترینها را ارسال کند

– نگویید نمیشود…

– نگویید نمی خواهم….

– نگویید هر بار شکست میخورم…

– نگویید دیگر نمیشود این زندگی را درست کرد.

از پیله ناامیدی در بیا و به خداوند توکل کن،

او منتظر است تا تو برخیزی و در مسیر امید قدم بگذاری

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺁﻫﻦ ﺭﺑﺎ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺳﺖ…

 

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ،ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ،ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻧﺎﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ، ﻧﺎﺭﺿﺎﯾﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻟﺬﺕ ، ﻟﺬﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﺷﺎﺩﯼ ، ﺷﺎﺩﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﺷﮑﺮ ﮔﺰﺍﺭﯼ ، ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﮑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ،ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﯼ ، ﺛﺮﻭﺕ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺭﺍ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﭘﺲ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ :

ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﻢ

ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﻫﯿﻢ

“اﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﮐﻮﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻌﻞ ﻣﺎ ﻧﺪﺍ ،

ﺳﻮﯼ ﻣﺎ ﺁﯾﺪ ﻧﺪﺍﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ …”

ﻭ ﺳﺨﻦ ﺁﺧﺮ:

ﮐﺎئنات ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺍﮔﺮ ﻭ ﺍﻣﺎﻫﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ!

ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪﻫﺎ ﺑﺎﺷﯿـﺪ،

ﻧﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺷﺎﯾﺪﻫﺎ…

دليل اينكه نمی خنديد،آن نيست كه پير شده ايد، شما پير مي شويد چون نمی خنديد!

خنديدن یک نيايش است!

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای كه چگونه نيايش كنی.

سرور و شادی، خدای درون فرد است كه از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!

خنده موسيقی زندگی است.

 

هر قدر بيشتر بتوانيم در خود و ديگران شادی بيافزاييم، دنيای بهتری خواهيم داشت!

 

“شكسپير” می گويد:

افرادی كه توانايی لبخند زدن و خنديدن دارند، موجوداتي برتر هستند!

یادت نگه دار این فرمول را :

شادی اگر تقسيم شود

دو برابر می شود!

غم اگر تقسيم شود

نصف می شود!

پس ضرر نمی كنی! از هم اكنون لبخند زدن را تجربه كن، تمرین کن

 

چشم از پنجره بردار ، منجی در آینه است»

هیچکس جز خودتان نمی تواند روزتان را نو ، شبتان را آرام و حالتان را

دگرگون کند .

 

رویاهایتان را مرور کنید ، خودتان را تشویق کنید و برای رسیدن به رویاهایتان گام بردارید .

 

برای خنده های از ته دلتان وقت بگذارید ،

بلند قهقهه بزنید و آزادانه سرخوش باشید .

 

در هجوم و همهمه آدم ها با تمام قضاوت ها ، نامهربانی ها و تمام بی عدالتی هایشان

هر بار به خودتان یاد آوری کنید ، که خودتان را تنها نخواهید گذاشت ، نامهربانی نخواهید کرد و هرگز خودتان را هیچ گونه قضاوتی نمی کنید .

 

مبادا در این همهمه روزگار و نامهربانی های زمانه خودتان را فراموش کنید !

 

🔺همانگونه که فرستنده های رادیویی و تلویزیونی، تصاویر و صداها را توسط فرکانسهایی که نه حس میشوند، نه بو دارند و نه لمس میشوند به سمت ما میفرستند، ما نیز با افکارمان چنین فرکانسهایی را به کائنات میفرستیم.

ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺍﺳﺖ .

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺍﻓﮑﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎئناﺕ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺲ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﺬﺏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

وقتی دائم همه چیز رو تحلیل میکنی فرصت زندگی کردنـو از دست میدی

 

نه گذشته در اختیار ماست و نه آینده در کنترل ما ،ما فقط روی يک چيز تسلط داریم و اون هم زمـان حال و اکنونه

 

اگه صبحتو در غصه فردا شب کنی و یا با غم گذشته تباهش کنی اتفاقی که میفته اینه که فرصت زندگی کردنو از خودت میگیری.

به همین خـاطر با بیش فکری عمرتو تلف نکن چون هر اتفاقی بخواد بیفته میفته پس از همین الآن استفاده کن و در حد تـوانت تلاش و حرکت کن و با تمام وجود زندگیتو زندگی کن

اگر بخواهی لحظه بعد ناشاد باشی،

باید همین لحظه ناشاد باشی

زیرا که ناشادمانی از دل ناشادمانی،

و شادی از درون شادی بیرون می آید. هر آنچه که بخواهی در لحظه بعد درو کنی، باید بذر ان را در همین لحظه بکاری

وقتی به نگرانی اجازه ورود دادی و شروع کردی به این فکر که آشوب خواهد شد، حتما خواهد شد

تو آن را پیشاپیش بذرش را کاشته ای. حالا باید آن را درو کنی.

هر چه بکاری همان را درو خواهی کرد. پس،مراقب باش که اکنون چه بذری می کاری

اگر بخواهی لحظه بعد ناشاد باشی،

باید همین لحظه ناشاد باشی

زیرا که ناشادمانی از دل ناشادمانی،

و شادی از درون شادی بیرون می آید. هر آنچه که بخواهی در لحظه بعد درو کنی، باید بذر ان را در همین لحظه بکاری

وقتی به نگرانی اجازه ورود دادی و شروع کردی به این فکر که آشوب خواهد شد، حتما خواهد شد

تو آن را پیشاپیش بذرش را کاشته ای. حالا باید آن را درو کنی.

هر چه بکاری همان را درو خواهی کرد. پس،مراقب باش که اکنون چه بذری می کاری

امروز میخواهم عشق را معنا کنم
قصه لیلی و مجنون را باز هم رعنا کنم
نکته نکته ، خط به خط بازگویمت
عاشقان را با قلم بر پا کنم .
عشق یعنی یه دنیا خواستن ،عمری نیاز
دم به دم مردن ، ولی بی آه و نال
عشق یعنی جانماز مادرم
یا دعای خیر او‌ پشت سرم
عشق یعنی یک پدر دلسوخته ، چشم بر فردای فرزند دوخته .
عشق یعنی یک نگاه همسرم ،سایه پر مهر او همواره بر روی سرم
عشق یعنی اشک چشم خواهرم،سیرت پاک و دل هر دم تَرَش
عشق یعنی کودکانم ، پاک و معصوم ، دخترانم ، نوگلانم ، هر دو محبوب
عشق یعنی خالقم ،آن بی نیاز ، آن یگانه واحد راز و‌نیاز
عشق یعنی تا همیشه سوختن، جان و دل بر این آتش افروختن ..

اسفند!سلام.

اسفندخوب ومهربون!سلام.

چقدرافتاب كمرنگ وبيجونت رودوست دارم.

چقدر،شوروحال مردم وحال وهواي تغييررودوست

دارم.

چقدر،شلوغي خيابونا ورسم چهارشنبه سوري رو

دوست دارم.

چقدر،شروع واغاز ونوشدن اين همه اتفاقات رو

دوست دارم.

اسفندزيباودلربا!لحظه لحظه ات ،خاطره انگيزو

سرشارازتحول شيرين،براي شروعي بهاري است.

چقدرازدحام مغازه هاوسبزكردن سبزه وخريداجيل وشيريني رودوست دارم.

چقدر،تحول وتنوع وعشق ومهربوني رو،دوست دارم.

خوش اومدي،اسفندعزيزوهيجان انگيز!امسال باتغييرباورهاي كهنه مان وهجرت به سوي باورهاي

مثبت وجديد،به توخوش امد،ميگوييم.تامانيز مانند

تو،رنگ وبويي ازجنس،نوشدن،بگيريم.

 

تحول/ هجرت/ شادی/ تغییر

هرگاه به جایی رسیدی که با اینگونه بودنت خشنود بودی و نیازی ندیدی اینگونه بودنت را برای کسی  توضیح دهی یا توجیه کنی، هرگاه احساس کردی نیاز به رنگ عوض کردن نداری، هرگاه به جایی رسیدی که دانستی، انسان مقابلت صرف نظر از جایگاه و ثروت، تنها یک انسان است مثل تو، هرگاه کسی را برای خودت بت نکردی، آنگاه ترس از تو دور می شود، آنگاه دیگر زندگی ات تنها از آن توست.

 

هرگاه اموختي كه ترس واضطراب،زاييده افكارتوست وفقط درحيطه مجازي ميگنجد

قلبت ارام ميگيرد.

 

هرگاه بيماري وبيوفايي ومشكلات اقتصادي

را رهاكردي وبه مثبت انديشي وشادي،چنگ زدي

زيستن واقعي روتجربه ميكني.

 

هرگاه به جاي اين كلمه سه حرفي(ترس)كلمه سه

حرفي(خدا)راجايگزين كردي وباهمه وجود،به حضورش اعتراف كردي وباوربه قدرتش را،سرلوحه

اعمالت قراردادي،معجزات پديدارميشوندوتو تا،ابد

درحريم امن الهي وعشق رباني قرارميگيري وباهر

نفس،بهشت باور،راتجربه ميكني…

همیشه یادتان باشد که

زندگی

پیش کشی است برای شـــادمانی

و خــوب زیستن.

لبخـــند زیباترین آرایش هر فرد است و مثبت اندیشی کلید خـــوشبختی

زندگی کوتاه تر از آن است

که خود را به خاطر مسائل بی ارزش

دچار استرس کنید.

از همه لحظه های عمرتان لـــذت ببرید

کمتر قضاوت کنید و بیشتر بپذیرید

همان گونه که خـــدا دوست دارد زندگی کنید

و اهمیت ندهید که دیگران درباره شما چگونه فکر می کنند

و چه می گویند…

 

فقط باوربه قانون جذب وباور وقدرت ايمان ومعجزه

مثبت انديشي داشته باشيد،تاشاهدخوشبختي وسلامت و ارامش وثروت وسعادت باشيد…

اگه تمام دنیا هواتو داشته باشن و بهت عشق بدن، تا وقتیکه خودت برای خودت ارزشی قائل نباشی و به خودت احترام نذاری ، مثل این میمونه که صدتا صفر،قبل از عدد بذاری و توقع داشته باشی، عددت بیشتر بشه.

حواسمون باشه صفر قبل عدد، هیچ عیاری نداره ‌و تغییری در ماجرا نمیده ….

پس یاعلی بگو و همه افرادی که فقط طلبکاربودن وقدرنشناس رو از،زندگیت حذف کن. چون این گروه ، همیشه بهانه ای برای نارضایتی دارن.

/صفر قبل عدد،تعطیل/

سلام-  شبتون بخيربچه ها-  ميخوام براتون قصه بگم-  يه قصه واقعي وجذاب،كه ادمهاي مهربون اون قصه خودتونين وسرزمين قصه مون ايرانه

 

يكي بودوهمه بودندوخدابود…  يه كشورخوب وقشنگي به

نام ايران بود…   يه تعدادزيادي،زن ومردوبچه وپيرو جوون داشت،كه دل هاشون باصفابود

 

يه روز وروزگاري كه ديگه،همه اين عزيزان خسته بودندازتكرار… همه شون به دنبال حال خوب و ارامش

 

دست دعابلندبه سوي اسمون…  همه اون مردمان مهربون

 

يه دفعه اون خالق هفت اسمون… همون خداي باور مون

همه غم ها وغصه ها،رو شست از دلمون

بارون رحمتش و،ريخت سرمون

چراغ جهل وخرافات رو،خاموش كرد

دل هامون را،با صداقت و نور،هم اغوش كرد

 

خورشيد اگاهي وعشق، تابان شد

دل مردمان سرزمينم،شادمان شد

همه غرق شادي وشور،شدند

زيرسايه خدا،ايمن ومسرورشدند

اي خداي حافظ باوريون     تا ابد،پشت وپناهمون بمون

 

بیدار شو انسان! پریشانی بس است
این همه درد و غم و کابوس تنهائی بس است

سال ها در حسرت و اندوه فردا مانده ای
قسمت و تقدیر،یأس و پشیمانی بس است

ایه ایه،خط به خط، آیات رحمت دیده ای
موسم بدبختی و سرما و ویرانی بس است

ترسهای کودکی،تاریکی شب های تار ‌دلشوره واگویه ها
جهل و خشم و فقرو جنگ و دوری و کوری بس است

ابراهیم آورده ام فرزند!اسماعیلت کجاست؟
تلخی قتل و جنایت،دید بد ذاتی بس است

قرن ها آمد که انسان در غم دیروز هاست
آفت تلخ جدایی،اشک رسوائی و بدنامی بس است

باورم کن،باوری از جنس عشق و نور و خلق
شاهد ناباوری، سازش با ابلهی، شور بی شعوری بس است

 

وانمود کن قوی هستی ،
تا قدرت یابی.وانمود کن شاد هستی
تا شاد شوی.ذهن شما ، قدرت تشخیص اینکه وانمود میکنین یا واقعیت را نشان میدهید ، را ندارد.
پس از این توانایی ذهن به نحو احسن بهره ببریم.
هرچه می خواهی وانمود کن،تا هرچه می خواهی بشوی.

«شعار میدهیم تا به شعور تبدیل شود.»

ظرفیتهای متفاوت :
افرادظرفیتها،ظرفهاو‌مخزنهای متفاوتی دارند .
اشتباهمان این است که، بدون توجه به ظرفیت ومخزن افرادمحبت یابی محبتی میکنیم.
درروابطمان تعادل رابلدنیستیم وراه افراط و تفریط را پیش میگیریم.اما پیشنهاد من این است که ،
بعد از برطرف کردن ایرادهای واقعی خودمان، براي دلخواه ديگران به اندازه هاي استانداردخودمان ،دست نزنیم .
و بیاموزیم باديگران كه قالبهاي فكري متفاوت و اندازه وظرفيت متفاوت دارند،چگونه برخورد كنيم.

باور کن که بهترینی! باور کن که توانمندترینی ! باور کن که فقط خودت میتونی به خودت،کمک کنی!
باور کن که خدا عاشقته و تو هم عاشقش باش.
باور کن که زندگی زیباست و اینهمه زیبایی رو،جشن بگیر و شاد باش.
باور کن که معجزات برات در راهه و بااغوش باز،پذیرای خوشبختی وعشق ‌و سلامت ‌سعادت ورهایی باش…

تو فقط باور کن که به حق این بارون الهی در این فروردین زیبا، به همه آرزوهات میرسی ودلت آروم میشه…
فروردین مغرور ! بهت قول میده که

امسال،سال توست

سکوتم از رضایت نیست .
اگر سکوت میکنم، چون دیگران را لایق شنیدن نمیدانم،
چون ذهن ها و مغزهای خفته را،لایق بیدارکردن نمیدانم،سکوت میکنم تا عقربه ها آرام آرام بگذرند و خلوت و خاموشی جهلشان را به یادگار ببرند.
سکوت میکنم نه از روی رضایت.
سکوت میکنم نه بخاطر سکوت.
سکوت میکنم نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم،چون ذهن انسان چون مترسکی خفته،در خاموشی و جهل فرورفته و انسان آگاهی نمیبینم،که با او به صحبت بنشینم.
سکوت میکنم، نه از روی رضایت ،بلکه از روی آرامش،از روی قدرت،از روی غرور.
سکوت میکنم از روی عشق،سکوت میکنم از روی باور.
سکوتم از روی قدرت است نه از روی رضایت.
زیرا ایمان دارم،رضایت همگان را نخواهی توانست به دست آوردن، پس گاهی سکوت کن به احترام ذهن های خاموش که مبادا بیدار شوند و جهلشان دیگران را در خود فرو برد .
سکوت کن،چون تو لایق سکوتی و هیچ توضیحی به هیچ کسی بدهکار نیستی .
سکوت کن،چون هیچ توجیحی نباید بیاوری،برای مغزهای بیماروشکاکی که تورا هر آنگونه که میخواهند میبینند.
سکوت کن نه از روی رضایت، از روی قدرت و عشق و باور .
سکوت کن،چون تو لایق آرامشی.
سکوت کن و بگذار مترسکها در خواب ابدی شان بمانند .
 رسالت ما در این جهان، چیزی نیست جز حال خوب!

💛
و این حال خوب میسر نمی شود مگر با عشق بی قید و شرط به خود،
ترک قضاوت،
ترکت تهمت،
ترک غیبت،
ترک دروغ،
ترک دورویی،

و “توکل”
🧡
توکل یعنی اعتماد تام و تمام به نیروی برتری که لحظه ای ما را به حال خود رها نمی کند؛
💛
یعنی دیدن و درک داشته هایمان قبل از خواستن چیزی بیش تر و بهتر!
🧡
چرا که مادامی که به داشته هایمان واقف نباشیم، به بهتر و بیش تر از آن چه که داریم دست نخواهیم یافت و حتی اگر هم این چنین شود، قدرت درک آن‌ را نداشته و از آن بهره مند نخواهیم شد.

 تا زمانی که حال خودمان خوب نباشد و ظرف وجودی مان از قدرت و عشق به خود، سرشار نباشد، نمی توانیم رسالتی را در قبال دیگران انجام دهیم.

🔸
تا وقتی منتظر باشیم، تایید و یا تضمینی از بیرون به ما برسد، به حال خوب واقعی دست نخواهیم یافت.
🔸
اگر پنج نفر از من دزدی کردند، همه ی دنیا دزد نیستند. اگر پنج نفر به من بدی کردند، قانون عشق و ارتباطات سالم و حال خوب، زیر سوال نمی رود.
🔸
باید بدانیم که انسان بی عیب وجود ندارد. در این شرایط با خشم از حال بد یا عیبی از دیگری، فقط و فقط به خودمان آسیب می زنیم و این آسیب تا وقتی عمیقاً نخواهیم، ترمیم نخواهد شد.
🔸
هیچ نجات دهنده ای از بیرون به نجات ما نخواهد شتافت. هر چه هست در درون ماست.
🔸
پس بیاییم از امروز، در مواجهه با هر مسئله ای فقط و فقط از درِ قدرت و عشق به خود وارد می شویم.

 🍃🍃🍃

تا وقتی عشق به خودم نباشد، با عشق زمینی نمی توان به خدا رسید.
🍃
عشق زمینی وسیله ای ست برای شناسایی عشق واقعی که همانا عشق به خود و در نهایت عشق به خداوند است.
🍃
اسم هر وابستگی و دلبستگی و کمبود و نیاز و شهوت را عشق نگذاریم.
🍃
وقتی عاشق خدا شویم، بین هیچ مخلوقش در دلمان فرقی و مقامی قائل نمی شویم.
🍃
دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
🍃
زمانی می توان به نهایت عشق که عشق الهی ست رسید که تمام وجودت جوش و خروش و هیجانی باشد که نه کسی می تواند از تو بگیرد، نه کسی می تواند بیش از آن به تو بدهد.
🍃
از عشق الهی که ریشه در عشق به خود دارد هر چه ببخشیم، بیش تر خواهد شد.
🍃
در آن زمان وقتی به کسی می گوییم دوستت دارم یعنی با صدای بلند عشق به خود را اعلام می کنیم.
🍃
ما با هستی و دیگران هیچ داد و ستد و معامله ای نداریم. هر چه هست جوششی بی انتهاست که وابسته به هیچ عامل بیرونی نیست و فقط و فقط از درون ما سر چشمه می گیرد.

 

در نظام باور و باور درمانی ، ما فقط و فقط روی یکفر کار میکنیم و آن خودمان است .
فقط یک هجرت مد نظر است، هجرت از خود قدیم به خود جدید .
هجرت از ناخودآگاه به سمت خودآگاه ، و این مهاجرت،چیزی نیست جز بهشت .
به صلح رسیدن یکی از اهداف ماست، به صلح رسیدن با خودمان،دیگران،خداودیگر انسانها، از تو یک انسان صالح میسازد.
یک زاده شدن مد نظر است که متولد شدن از افکار جدیدت است.
باید بدانیم ،یک رقیب و دشمن وجود دارد که فقط و فقط خودمانیم .
یک دوست و یار و همنورد داریم که فقط و فقط خودمانیم .
طریقت ، حقیقت، شریعت خودمانیم .
از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا …

 خداجونم!سلام.شبت بخير.

امشب دوباره دلم هواتوكرده ودعوتت ميكنم
يه سربه كلبه قلبم بزني تاباچاي عشق وشيريني
محبت وشومينه داغ عاطفه وباوري ازجنس پرستش وعبادتت،ازت پذيرايي كنم…
واي!خداي مهربونم،خوش اومدي به اين ضيافت
زمستوني وعاشقانه…
برات فرش قرمزي ازگل سرخ به سمت قبله وجودت
پهن ميكنم وباغزلي ازخواجه شيرازبه استقبالت ميام ويه دنيادردودل باهات دارم…
ولي نه!ببخشيد خداجونم.اين بارديگه نميخوام از
سختي ومشكل وبيماري ونابساماني روي زمين،حرفي بزنم…
خداي مهربونم!اين دفعه ميخوام شكركنم وبگم كه
خداروشكر،اينجا همه چي خوب وعالي پيش ميره.
همه بنده هات سلام ميرسونن وحالشون خوبه.
هركي كه دلش ميخوادوافكارمنفيشوكنارميذاره
شادوخوشحاله ونعمت وبركتت به وفور براي همه
هست.
خدايا!اين بار،اعتراف ميكنم كه هركي تمايل داشته،راه خوشبختي وموفقيت روپيداكرده وبه
ارامش جسمي وروحي رسيده…
خداجونم!عاشقتم،كه انقدرمهربون وصبوري وبه
شب نشيني قلبم اومدي…
اره،به خودت قسم وصدهابارقسم،كه همه چي براي همه عالي پيش ميره وهمه به سمت نفس مطمينه شدن،درحركتندوديگه هيچكس گله وشكايتي ازقسمت وتقديرنداره…
خداي من!باخيال راحت خدايي كن وكمترنگران ما
باش،چون نسل بشرازخواب غفلت داره بيدارميشه وازاتيش جهل ونااگاهي نجات پيداكرده وبه سمت
بهشت باوروتوكل ويقين ميره وبه درك اناالحق ميرسه…
پس خداي عشق وباور!من ازتوخيالم راحته وتو،هم
ازمن وماخيالت اسوده باشه،چون ميخوايم بهت اعتمادكنيم وترس هامون رودوربريزيم…

 

عزيزانم!ميخوام پرده از،يه رازبردارم.
اين رازمبهم كه چراحرفهاي بعضي ازافراد،
بااينكه خيلي زيباومثبته،روي ماتاثيرنميذاره
ولي برعكس،حرفهاي ساده ومعمولي،بعضي
ازافراد،ماروبي نهايت تحت تاثيرقرارميده وحتي
ممكنه،سرنوشتمون رومتحول كنه وزندگيمون رو
تغييربده…
بله،رازاين تاثيرگذاري،فقط دراحساس وباورگوينده است.
وقتي كسي ازعشق ميگويد ولي خودش عاشق
نيست،
ازصداقت ميگويد،درحاليكه خودش،صادق نيست.
ازعبادت ميگويدولي خودش،عابد،نيست.
ازاحساس حرف ميزندوترويج شادي ميكند،ولي
خودش خوشحال نيست.
ازاميدواينده شعارميده ولي خودش هنوزنااميده.
ترس ازقضاوت ديگران داره ولي مدام درحال قضاوت كردنه،
ادعاي روشنفكري وتمدن ميكنه ولي هنوزدرگير
جهل وخرافاته.
تشويق به توكل ميكنه وازخداحرف ميزنه ولي اسير
ترسهاونگراني هاشه.
ازباورحمايت ميكنه ولي باورواقعي روباتلقين صوري اشتباه گرفته.
پس فقط درصورتي شماتحت تاثيرعقايدديگران
قرارميگيريد،كه خودشان عامل باشند.

 باورکن به خاطر خودت میگم، هیچوقت برای فراموش کردن یه نفر ، سراغ نفر دیگه نرو، چون اعتیاد به آدم‌ها ، بدترین نوع اعتیاده.

به خاطر خودت میگم، به بهانه گذشته و ترس از آینده ، لحظه حالت رو ، از دست نده ، چون گیر کردن توی گذشته و آینده ، بدترین اتفاقه.
به خاطر خودت میگم ، یه اشتباه رو ، یه بار بیشتر تکرار نکن، چون مثل اینه که یه کتاب رو، چندبار بخونی و منتظر باشی، داستان عوض بشه.
به خاطر خودت میگم ، از هیچکی ( حتی نزدیکترین فردزندگیت) هیچ توقعی نداشته باش و منتظر نمون ، چون انتظارت برآورده نمیشه و توی ذوقت میخوره.
به خاطر خودت میگم، برای فرار از تنهایی ،سراغ آدم اشتباه نرو ، چون تنهاییت چندبرابر میشه.
به خاطر خودت میگم، روی دیوار هیچکس یادگاری ننویس، چون برداشت آدم‌ها با تو فرق میکنه ‌و عزت نفست از بین میره…
فقط و فقط از خالق اصلی و صاحب هستی ومالک رسمی بخواه که در کمتر از چشم بهم زدنی ، حاجت دلتو میده.

لطفااسم هر خوبی، محبت، هیجان، توجه و… را عشق نگذاریم.

اگر کوچک ترین انتظار و توقعی برای جبران خوبی که به کسی کرده ایم را در دل داشته باشیم، عشق نداده ایم، معامله کرده ایم.

کسی که عاشق است، اول از همه عاشق خودش است.

وقتی از عشق به خود سرشار می شویم انسانی عزتمند هستیم که تنها زمانی کاری را انجام می دهیم که دلمان بخواهد و به هیچ واکنش و بازخوردی کوچک ترین اهمیتی نمی دهیم.

عشق قانون مبادله و معادله و معامله نیست.

تا زمانی که خود را بدهکار کسی و یا طلبکار از کسی بدانیم، عشقی در درون ما شکل نخواهد گرفت.

“عزت” فقط و فقط از جانب خداوند به آدمی می رسد.

خیلی اوقات از تعریف و تمجید دیگران، این گونه تعبیر می کنیم که افراد به ما عزت دادند ولی این عزت به هیچ عنوان پایدار نیست.

چرا که فردا روزی که به هر دلیلی از آن تعریف و تمجیدها از جانب آن افراد، خبری نبود، همان چیزی که از آن به عنوان عزت یاد کردیم به یکباره از ما گرفته می شود.

هر عزتی که زمینی باشد، قطعاحتما محکوم به نابودی ست. حتی اگر افراد زیادی در موقعیت های گوناگون این به اصطلاح عزت را به من بدهند، بسیار هستند آدم هایی که در همان شرایط، کوچک ترین اعتنایی به من نکنند.

بنابراین تنها عزتی ماندگار و پویاست که از جانب خودمان  و خداوند به ما برسد و صد البته که جایگاه خداوند هم جایی نیست جز درون هر یک از ما.

نکته ی اساسی در این میان مفهوم “لذت” است که از ریشه با “عزت” فرق دارد.

در همان مثال تعریف و تمجید دیگران، طبیعی ست که هر آدمی به شکل غریزی از هر تعریف و تمجیدی لذت می برد ولی صاحب عزت نمی شود.

عزت یعنی سرفرازی، یعنی بلند بودن ذهن و روح و غیر از خود و خدا هیچ موجود دیگری نمی تواند آن را به من بدهد و این تنها زمانی اتفاق می افتد که من از درون، پُر باشم.

یکی از مهم ترین دلایل تایید طلبی و مهرطلبی ما آدم ها، تمنای عزت از دیگران و پُر کردن ظرف وجودی مان با عوامل زمینی ست.

تا زمانی که حال خودمان خوب نباشد و ظرف وجودی مان از قدرت و عشق به خود، سرشار نباشد، نمی توانیم رسالتی را در قبال دیگران انجام دهیم.

تا وقتی منتظر باشیم، تایید و یا تضمینی از بیرون به ما برسد، به حال خوب واقعی دست نخواهیم یافت.

اگر پنج نفر از من دزدی کردند، همه ی دنیا دزد نیستند. اگر پنج نفر به من بدی کردند، قانون عشق و ارتباطات سالم و حال خوب، زیر سوال نمی رود.

باید بدانیم که انسان بی عیب وجود ندارد. در این شرایط با خشم از حال بد یا عیبی از دیگری، فقط و فقط به خودمان آسیب می زنیم و این آسیب تا وقتی عمیقاً نخواهیم، ترمیم نخواهد شد.

هیچ نجات دهنده ای از بیرون به نجات ما نخواهد شتافت. هر چه هست در درون ماست.

پس بیاییم از امروز، در مواجهه با هر مسئله ای فقط و فقط از درِ قدرت و عشق به خود وارد می شویم.

انسان، از زمانی که متولد شد گنجینه ای به نام عشق و امنیت در وجودش به ودیعه نهاده شد.

💞

یک نوزاد تا وقتی در آغوش گرم مادر است، هیچ ترس و ناامنی در این جهان احساس نمی کند. چون امنیت را از حضور مادر می گیرد. پس انسان با امنیت متولد شد.

🌱

یک بچه ی دو ساله چیزی به نام ناامیدی و فقر نمی شناسد. چون پدر را قهرمان می بیند و مادر را خدا.

💞

ولی افسوس که انسان هر چه رشد می کند احساس عدم امنیت هم به موازات در درونش رشد می کند و این احساس عدم امنیت را به مسائل کاری، مالی، سلامتی، عاطفی و… ربط می دهد.

🌱

ما فراموش کردیم که با عشق و امنیت زاده شدیم. تمام مشکلات بشر با ترس آغاز شد. ترسی که در نوزادی برای هیچ یک از ما کوچکترین محلی از اعراب نداشت.

💞

تا زمانی که به اصل و ریشه ی خود بازنگردیم، حال خوب واقعی نصیب ما نخواهد شد.

🌱

حال خوب واقعی، بسته به هیچ عامل بیرونی نیست و فقط و فقط از درون هر یک از ما سرچشمه می گیرد.

در هر شرایطی، در هر سنی، در هر جایگاه و موقعیتی، فقط و فقط خودمان هستیم که انتخاب می کنیم.

🌼

 به مانند زمانی که به یک رستوران می رویم و غذای مورد نظرمان را سفارش می کنیم، در مورد هر دلخواسته و هدفی هم این ما هستیم که به هستی و کائنات،  خواسته ی خود را سفارش می دهیم و آن موظف است که همان چیزی که ما سفارش می دهیم را برای ما مهیا کند.

🍃

بنابراین باید هر خواسته ای واضح و مشخص در درون ما شکل گرفته باشد.

🌼

اگر همزمان چند سفارش را به شکل نامشخص و در هم بدهیم، واضح است که به نتیجه ی دلخواه نمی رسیم.

🍃

در بازی زندگی، نقش برنده یا بازنده را خودمان هستیم که تعیین و انتخاب می کنیم.

🌼

کسی به من نمی گوید تو بدبخت باش. سرنوشت، حکمت، قسمت و تقدیر وجود ندارد که در غیر این صورت از اساس با عدالت خداوند در تناقض است.

🍃

اولین قدم برای پاک سازی ذهن، کنار گذاشتن تمام ترس هاست.

🍃

ترس از دست دادن آدم ها، اشیا و موقعیت ها؛

🔆

 

ترس از گذشته ای که در گذشته و آینده ای که نیامده؛

🍃

ذهن ما سطل زباله نیست. هر خشمی، هر ترسی، هر کینه ای، هر قضاوتی به مانند زباله ای فضای قدرتمند و پاک ذهن ما را آلوده می کند و با اشغال این فضا مانع خلق دلخواسته ها و اهداف و رویاهای ما می شود.

🔆

تا زمانی که خودمان به دست خودمان ذهن مان را پاک نکنیم،  هیچ عامل بیرونی قادر نخواهد بود ما را از بند زنجیرهای درونمان برهاند.

دیرزمانیست که ساعت من به ساعت آمدن انسانهاخیلی تفاوت دارد.

من دویست سال ساعتم رازودتر ازدیگران کوک کرده ام.

دویست سال است که من میگویم و عقربه ها میچرخند ولی افسوس که انسانهای نادان هیچ نمیفهمند.

تا کی بگویم بشر،ساعتت را به ساعت من کوک کن ؟

بگذار عقربه های شادی لحظاتت را بنوازند.

دیر زمانیست که انسانهای ناآگاه و افراد جاهل نمیفهمند که چه میگویم.

و این ابنای جاهل بشریت ، ساعتشان را در جهالت کوک کرده اند.

من انسان امروز را نمیفهمم…

من بشر این زمان را نمیفهمم…

در نظام باور و باور درمانی ، ما فقط و فقط روی یکفر کار میکنیم و آن خودمان است .

فقط یک هجرت مد نظر است، هجرت از خود قدیم به خود جدید .

هجرت از ناخودآگاه به سمت خودآگاه ، و این مهاجرت،چیزی نیست جز بهشت .

به صلح رسیدن یکی از اهداف ماست، به صلح رسیدن با خودمان،دیگران،خداودیگر انسانها، از تو یک انسان صالح میسازد.

یک زاده شدن مد نظر است که متولد شدن از افکار جدیدت است.

باید بدانیم ،یک رقیب و دشمن وجود دارد که فقط و فقط خودمانیم .

یک دوست و یار و همنورد داریم که فقط و فقط خودمانیم .

طریقت ، حقیقت، شریعت خودمانیم .

از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا …

ظرفیتهای متفاوت :

افرادظرفیتها،ظرفهاو‌مخزنهای متفاوتی دارند .

اشتباهمان این است که، بدون توجه به ظرفیت ومخزن افرادمحبت یابی محبتی میکنیم.

درروابطمان تعادل رابلدنیستیم وراه افراط و تفریط را پیش میگیریم.اما پیشنهاد من این است که ،

بعد از برطرف کردن ایرادهای واقعی خودمان، براي دلخواه ديگران به اندازه هاي استانداردخودمان ،دست نزنیم .

و بیاموزیم باديگران كه قالبهاي فكري متفاوت و اندازه وظرفيت متفاوت دارند،چگونه برخورد كنيم.

وانمود کن قوی هستی ،

تا قدرت یابی.وانمود کن شاد هستی

تا شاد شوی.ذهن شما ، قدرت تشخیص اینکه وانمود میکنین یا واقعیت را نشان میدهید ، را ندارد.

پس از این توانایی ذهن به نحو احسن بهره ببریم.

هرچه می خواهی وانمود کن،تا هرچه می خواهی بشوی.

 

«شعار میدهیم تا به شعور تبدیل شود.»

ده میثاق :

 

۱-سلامتی ام را هیچ موضوعی و هیچ عامل بیرونی تهدید نمیکند و من تا ابد به لطف خداوند سالم هستم .

 

۲-رزق و‌روزی ام دست هیچ فردی نیست و آنچه حق من است همواره به سهل ترین و راحت ترین حالت ممکن ،به دستم میرسد .

 

۳-آبروی من، فقط و فقط در دست خدا محفوظ است و تا آبروی کسی را نبرم ،قضاوت نکنم و ترسی نداشته باشم ، آبرویم حفظ خواهد شد .

 

۴-بالاترین قدرتم، انرژی و کلامم است، که با آن میتوانم مرده را هم زنده کنم .

 

۵-حتی زمان مرگ و نوع مرگم،دست خودم است و ترسی از مرگ نخواهم داشت .

 

۶-آرامش و حال خوب تا همیشه همراه من خواهد بود .

 

۷- قدرت و بی نیازی بالاترین دست آورد من است .

 

۸-بجای کارکردن روی دیگران و صرف انرژی برای تغییر جهان، فقط روی خودم کار میکنم .

 

۹-بالاترین آگاهی ام رهایی، عزت نفس و باورم است .

 

۱۰-من به لطف خدا، خالق زندگی و سرنوشت خویش هستم و زندگی ام را خودم با بهترین شرایط ترسیم میکنم .

سکوتم از رضایت نیست .

اگر سکوت میکنم، چون دیگران را لایق شنیدن نمیدانم،

چون ذهن ها و مغزهای خفته را،لایق بیدارکردن نمیدانم،سکوت میکنم تا عقربه ها آرام آرام بگذرند و خلوت و خاموشی جهلشان را به یادگار ببرند.

سکوت میکنم نه از روی رضایت!

سکوت میکنم نه بخاطر سکوت!

سکوت میکنم نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم،چون ذهن انسان چون مترسکی خفته،در خاموشی و جهل فرورفته و انسان آگاهی نمیبینم،که با او به صحبت بنشینم.

سکوت میکنم، نه از روی رضایت ،بلکه از روی آرامش،از روی قدرت،از روی غرور.

سکوت میکنم از روی عشق،سکوت میکنم از روی باور.

سکوتم از روی قدرت است نه از روی رضایت.

زیرا ایمان دارم،رضایت همگان را نخواهی توانست به دست آوردن، پس گاهی سکوت کن به احترام ذهن های خاموش که مبادا بیدار شوند و جهلشان دیگران را در خود فرو برد .

سکوت کن،چون تو لایق سکوتی و هیچ توضیحی به هیچ کسی بدهکار نیستی .

سکوت کن،چون هیچ توجیحی نباید بیاوری،برای مغزهای بیماروشکاکی که تو هر آنگونه که میخواهند میبینند.

سکوت کن نه از روی رضایت، از روی قدرت و عشق و باور

سکوت کن،چون تو لایق آرامشی

در شروع هربازی،هرعملی،هر رفتاری و هر قدمی که در زندگی قرار است بردارید،مشخص کنید هدفتان چیست.

آیا میخواهید برنده ماجرا باشید یا بازنده؟

آیا برای برنده شدن و پیشرفت وارد این ماجرا شدید یا صرفا برای اضافه کردن یک شکست به شکست های قبلی؟

نمیتوانیم با احساس برنده ولی افکار بازنده،وارد عمل شویم و انتظار برنده شدن،داشته باشیم .

تا زمانی که احساسات و افکارمان همسو نباشند نمیتوانیم نتیجه ای متفاوت رقم بزنیم.

هدف و نقشه ما برای هر بازی،هر موضوع و هر حرکتی همسو کردن،قلب(جایگاه احساسات) و مغز(جایگاه افکار)است.

پس برای تغییر،برای رقم زدن یک اتفاق جدید و برای از بین بردن زنجیره شکست،ابتدا افکار و دلت را هماهنگ کن و در پی آن احساساتت را ایجاد کن.

مغزو افکارت را با احساساتت همسو کن و با تمام وجودت برنده بودن را باور کن.

ازین پس با این تکنیک قدم در هر بازی که بگذاری برنده خواهی بود.

بنام پروردگار عشق و باور

امشب هم بر قایق قلم و مرکب سوار شده ام،تا در دل اقیانوس باور و فراسوی همه اندیشه های کهنه و منفی،چند سطری شنا کنم…

امشب غزلی از حافظ به امانت گرفته ام که «دمی با غم به سر بردن،جهان یکسر نمی ارزد» و تا سپیده دم با شراب کلامش مستِ مست خواهم بود…

باز هم تفالی به دیوان محسور کننده اش زدم و اینبار معجزه کلامش این بود:

چرخ بر هم زنم،ار غیر مرادم گردد/من،نه آنم که زبونی کشم از چرخ کبود

وای خدای من!چه مهربان شبی و چه زیبا کلامی از حضرت دوست …

چقدر امشب،چای،آتش شومینه خواجه شیراز و پیام باور و جادوی عشق معجزه کننده است.

چقدر امشب،زمان و مکان و ارتعاشات هستی و اعجاز کائنات دست به دست هم داده تا همه با هم دعایی از سر شوق بخوانیم و عبارتی از جنس توکل داشته باشیم .

 باشد که رسالت باور را در درگاهت به اجابت بنشینیم و به درک حضورت به« ادعونی اَستَجِب لکم»برسیم و انالحق گویان با منصور بیعت کنیم و اینبار ما انت الحق و هو الحق و نحن الحق را هم ضمیمه عشقش کنیم…

زندگي،يك پاداش است نه مكافات.

زندگي،هديه اي الهي است نه اجباري سخت.

زندگي،هرلحظه نوشدن وتولدباورهاست نه تكرار

مكررات .

زندگي،فرصتي براي عاشق شدن است نه ترس از

عشق وفرارازدوست داشتن.

زندگي!سراسراميدوارامش است نه ترس ونگراني.

زندگي،زيستن درلحظه حال است،نه غم گذشته ونگراني اينده.

زندگي ،بهشت اكنون است نه جهنم افسوس وحسرت وبرزخ انتظار.

زندگي،غوطه ورشدن دردرياچه ي توكل وباوراست

نه غرق شدن درترس واضطراب.

زندگي،نوشيدن يك فنجان چاي دركنارشومينه احساس است،نه سردي لحظات.

زندگي،غزل ناب حافظ وعرفان مولاناست،نه غفلت

وخاموشي روزها.

اري،زندگي!زيباترين معجزه خلقت وتواشرف مخلوقات هستي وخالق خوشبختي.

پس باباوري جديدوديدگاهي مثبت،ازاين پس

زندگي رافقط زندگي كنيم.

لطفا باگذشته، پیوند نخورید .گذشته ،حتی ارزش به خاطرسپاری ندارد. چه نعمت بزرگی برای انسان خواهد بود،اگر فقط در لحظه (حال) زندگی کند و همه گذشته خودش و سراسر تاریخ گذشته را، به کناری نهاده و تاریخ را به گنجینه هزاره ها،بسپارد .

اینگونه میتوانیم به انسان، آغازی جدید ببخشیم تا بتواند دوباره از صفر،شروع کند.

آغازی نو و غیرتحمیلی با باور عشق وخوشبختی وسلامت و ثروت و آگاهی و رهایی

که به جای آدم و حوا، از من و تو آغاز می‌شود.

انسانی نو ، تمدنی نو ، باوری نو و فرهنگی نو.

دوست خوبم ! رهایی را بیاموز.

هر چیزی که آزارت میده رو، رها کن تا آسیب نبینی .

همه خاطرات پوسیده و روابط نادرست رو ، رها کن تا لذت آرامش رو بچشی.

بزرگوار !قانون رهایی و خلا رو تمرین کن تا وجودت از همه منفی ها،پاک بشه و عشق رو درک کنی.

تمام وابستگیها و پرونده های نیمه تمام و آدم‌های بلاتکلیف و رفاقت‌های نصفه نیمه رو ، رها کن تا ارتباطات درست و سالم و کامل رو،جذب کنی.

انتظار رو رها کن و عمرت رو ،صرف کسی که نیست یا دوستت نداره یا بهانه های پوچ میاره نکن و به سراغ دفترجدید روزگارت برو، با قلم و باور و بینش نو.

وسایل و لباسها‌ و نوستالژی و خاطرات کهنه  رو ، رها کن تا برکات مادی و معنوی جدید به سراغت بیاد و لحظاتت سرشار از شادی و عشق بشه.

پس از همین لحظه ،قانون رهایی رو .به کار ببند تا شاهد معجزات زندگیت و انرژی‌های ناب و جدید باشی.

خدایا! معبودا ! الها ! آنچنان بزرگی که برای کرامتت هیچ واژه ای نمیابم. زبانم قاصر ازعظمت وبی نیازی توست که خودت گفتی
«الله الصمد»
ربنا ! سراسروجودم را عشق به تو فراگرفته ولی توانایی ابراز آنرا ندارم. به من حق بده که نتوانم حق این معرفت وعبادت را به جا آورم که خودت گفتی « لاعرفناک حق معرفتک و لاعبدنا حق عبادتک »
الهی! هربار که به آغوش امن تو پناه میبرم و از
زمین و زمان دور میشوم، آنچنان قدرتی میابم که گویی قدرتمندترین و خوشبخت ترین انسان جهانم که خودت گفتی
«یدالله فوق ایدیهم»
خدایا ! غیر ازسپاس و شکر خودت، غیر ازغرق شدن در دریای بی نهایت وجودت ، غیر از تکریم و ستایش خودت،هیچ شکوهی نمیابم که خودت گفتی
«الحمدالله رب العالمین»
جانان من! باوجود تو از هیچ قضاوت و بیعدالتی نمیهراسم و هیچ ترسی از مکر و دسیسه بندگانت ندارم که خودت گفتی
«و مکرو مکرالله ‌و الله خیرالماکرین»
همه وجودم ! وقتی تو با منی، به هیچ دوست و رفیق و یار و وکیل و کمک حالی نیاز ندارم و همه امورم به بهترین نحو به دست تو انجام می‌شود که خودت گفتی
« حسبناالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر»
الهی ! از من دورنیستی که برای یافتنت به دوردست‌ها بنگرم و ازمن جدانیستی که برای یافتنت ، زمین و زمان را جستجو کنم.
میدانم که با منی. میدانم که هرلحظه حضور داری. میدانم که با تاروپود وجودم عجین شدی که خودت گفتی
«انااقرب من حبل الورید»
ومن بنده با آرامش خیال تاهمیشه به عشقت مینازم و قول میدهم که لحظه ای جواز بندگیت را رها نکنم.
هراتفاقي و هررابطه اي و هركسي ، زماني خاص ومكاني خاص ميطلبد.
وقتي به كسي مشتاق هستي و باهمه وجود خواهانشي ولي او نيست(به هر دليلي) اين اشتياق نميتواند ابدي باشد و در مقطعي كه او مي ايد، تو سرد شدي وشوقي به حضورش نداري و به قول معروف، ديگه خيلي دير شده براي جفت و جور شدن داستان.
گاهي ! حاضري براي به دست اوردن چيزي، همه هستي رو ،زير و رو كني ولي مدتي بعد، اصلا ان اتفاق و خواسته اولويتت محسوب نميشه و جذابيتي برات نداره.
پس حواسمان را جمع كنيم كه اين باورغلط رو ، به دور اندازيم كه كسي ياچيزي، قرار است ،هميشگي ودائمي و ماندگارباشد و ادمها وشرايط رو، توي اب نمك وبراي روز مبادا، ذخيره نكنيم وفقط لحظه حال را دريابيم و داشته هايمان را…
در نظام باور و باور درمانی ، ما فقط و فقط روی یکفر کار میکنیم و آن خودمان است .
فقط یک هجرت مد نظر است، هجرت از خود قدیم به خود جدید .
هجرت از ناخودآگاه به سمت خودآگاه ، و این مهاجرت،چیزی نیست جز بهشت .
به صلح رسیدن یکی از اهداف ماست، به صلح رسیدن با خودمان،دیگران،خداودیگر انسانها، از تو یک انسان صالح میسازد.
یک زاده شدن مد نظر است که متولد شدن از افکار جدیدت است.
باید بدانیم ،یک رقیب و دشمن وجود دارد که فقط و فقط خودمانیم .
یک دوست و یار و همنورد داریم که فقط و فقط خودمانیم .
طریقت ، حقیقت، شریعت خودمانیم .
از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا …
دل به هر کس مسپار گرچه عاشق باشد،
حکم دلدار فقط عشق که نیست ،
او به جز عشق باید ،لایق عمق نگاهت باشد ،
و کمی هم بیمار …
تا نگاه تو تسکین بدهد روحش را
دل به هر کس مسپار …

با ما در تماس باشید