نشریه الکترونیکی تخصصی روان شناسی بینش نوین

سایت نشریه

افسردگی-اضطراب بخش اول

افسردگی-اضطراب

توصیف افراد از افسردگی چیست؟

  • هیچ آینده‌ای را نمی‌توانم تصور کنم، و هیچ راه‌حلی برای مشکلاتم وجود ندارد
  • افسردگی یعنی عدم تمایل به زندگی کردن و عدم توانایی برای مردن
  • افسردگی باعث می‌شود که برنامه‌ریزی‌های زیادی داشته باشم اما هیچ کاری انجام ندهم
  • افسردگی مانند خفه شدن در آب می‌ماند
  • افسردگی به من اجازه نمی‌دهد آینده خود را بسازم
  • افسردگی مانند زندگی در جهنم است
  • افسردگی سبب میشودکه دوست نداشته باشم با کسی حرف بزنم و این تنهایی من را بیشتر می‌کند
  • افسردگی باعث شده خودم را فراموش کنم

  • همه چیز طعم، عطر و معنای خودشان را از دست داده‌اند
  • افسرده بودن مانند زندگی در مه دائمی و غلیظ است که هیچ‌چیزی نمی‌توان در آن دید
  • افسردگی یعنی سیاهی مطلق، هیچ‌چیز دیده نمی‌شود، انگار در اتاقی زندانی هستم.
  • احساس سرخوردگی شدیدی دارم
  • انگار درونم بی‌حس شده، هیچ‌چیزی وجود ندارد
  • دائماً در ترس و ناامیدی شدیدی به سر می‌برم، دائماً از خود می‌پرسم؛ آخرش که چی؟
  • افسردگی نوعی سکوت است. انزوا در اتاقی پر از افراد مختلفی که از کنار من عبور می‌کنند
  • انگار روحی هستم که به این جهان تعلق ندارم

افسانه‌های احمقانه در مورد اختلالات روانی

شما می‌توانید اختلال روانی را ببینید

شاید یک نفر در کنار شما اضطراب بالایی داشته باشد اما خود را با اعتماد به نفس نشان دهد

 

اختلالات روانی ناشی از ضعف است

مشکلات روانی انسانی ارتباط به اراده یا ضعف ندارد

 

مشکل روانی یک جور بهانه است

بعضی روزها نشانگان اختلال واقعاً حال افراد را بد می‌کند و هیچ بهانه‌ای در کار نیست

 

افسردگی هیچ تفاوتی با غم ندارد

افسردگی نوعی اختلال روانی به شمار می‌رود در حالی که غم یک هیجان است و تجربه آن به رشد ساختار روانی ما کمک می‌کند

 

شما می‌تواند در یک چشم برهم زدن خود را از شر اختلال روانی خلاص کنید

اختلالات روانی بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی که شما فکر می‌کنید هستند و گاهی اوقات درمان آن‌ها به زمان زیادی نیاز دارد

 

افراد مبتلا به اختلالات روانی تنبل هستند

افسردگی سبب ایجاد رخوت بدنی می‌شود، به نوعی که فرد حتی دوست ندارد از تختخواب خارج شود، این مسئله با تنبلی متفاوت است

 

تو انتخاب کردی که بیمار باشی

اختلالات روانی به دلیل مسائل ژنتیکی، فرهنگی، خانوادگی، اجتماعی و یادگیری‌های دوران کودک ایجاد می‌شود

 

 

 

انجام چه کارهایی در یک اپیزود افسردگی تقریباً غیرممکن است

  • دوش گرفتن
  • شانه کردن مو
  • غذا خوردن
  • از تخت خارج شدن
  • ادای لبخند زدن را در آوردن
  • سر کار رفتن
  • خوابیدن
  • کمک خواستن
  • رفتن به رویدادهای اجتماعی
  • انجام خریدهای خانه
  • قدم زدن
  • آشپزی
  • دنبال کردن یک گفتگو

  • کنار گذاشتن افکار منفی
  • لباس عوض کردن
  • اصلاح صورت
  • ظرف شستن
  • بیرون رفتن
  • توجه و مراقبت از دیگران
  • مسواک زدن
  • برنامه‌ریزی
  • انجام تکالیف روزانه
  • اتخاذ تصمیم (حتی کوچک)

جمله الآن خسته‌ام زمانی که افسرده هستید، دقیقاً چه معنایی دارد

  • خسته‌ام از اینکه باری روی دوش دیگران باشم
  • در ذهنم یک جنگ وحشتناک و بیست و چهار ساعته جریان دارد
  • خسته‌ام از اینکه از هیچ‌چیزی لذت نمی‌برم
  • خسته‌ام از اینکه کسی درکم نمی‌کند
  • از دست افسردگی دیگر خسته شده‌ام
  • از اینکه انجام کارهای حتی ساده مانند حمام رفتن، این قدر برایم سخت است خسته شده‌ام
  • خسته‌ام از این احساس بی‌ارزشی
  • خسته‌ام از اینکه احساس می‌کنم یک جا گیر افتاده‌ام

  • خسته‌ام از اینکه خاطرات گذشته دست از سرم بر نمی‌دارند
  • خسته‌ام از اینکه نمی‌توانم خودم را ببخشم
  • خسته‌ام از این همه خنده‌های الکی
  • خسته‌ام که دائماً باید حال بدم را برای دیگران توضیح بدهم
  • خسته‌ام از اینکه این قدر خوابم تغییر می‌کند
  • خسته‌ام از اینکه تنهایی من را رها نمی‌کند

 

باور کنید گاهی اوقات مشکل روانی انسان می‌تواند کاملاً خود را پنهان کند

  • ممکن است در حالی که اضطراب بالایی دارید خود را با اعتماد به نفس نشان دهید
  • می‌توانید برای دیگران سخنرانی انگیزشی انجام دهید در حالی که خود احساس بی‌ارزشی می‌کنید
  • ممکن است دچار حمله پانیک بشوید اما چند دقیقه بعد روی صحنه بروید
  • ممکن است بخندید و افسرده باشید
  • ممکن است بگویید که سرتان خیلی شلوغ است در حالی که آن قدر حالتان بد است که نمی‌خواهید دست به هیچ کاری بزنید
  • ممکن است جوری رفتار کنید که انگار همه چیز در زندگی شما وجود دارد اما در درونتان احساس پوچی داشته باشید
  • ممکن است مهمانی بزرگی بگیرید اما از همه بیشتر احساس تنهایی داشته باشید
  • ممکن است در حالی که اشک در چشمانتان جمع شده به کسی تکست بدهید که حالتان کاملاً خوب است
  • ممکن است همیشه در کنار دیگران باشید در حالی که در لحظات سختی کمکی به شما نرسد

 

 

چیزهایی که حتماً به خاطرشان باید به خودتان تبریک بگویید (در هنگام تجربه افسردگی)

  • شانه کردن موهای سر
  • خارج شدن از تختخواب
  • انجام دادن برنامه‌ای روزانه
  • قدم زدن
  • انجام خرید خانه
  • آشپزی
  • مرتب کردن تختخواب
  • شستن ظرف‌ها
  • مراقبت از خود
  • شستن لباس‌ها
  • سر وقت خوابیدن
  • مسافرت
  • تحسین خود
  • اصلاح صورت
  • دوش گرفتن
  • مسواک زدن
  • از خانه بیرون رفتن
  • صحبت کردن با دوستان
  • عوض کردن لباس
  • پاسخ دادن پیام‌ها

چرا افسردگی سبب می‌شود که افراد بخواهند خود را منزوی کنند

  • بتوانند تجربیات هیجانی پیچیده درونی خود را تحمل کنند
  • می‌خواهند از شما در مقابل حال بد خودشان مراقبت کنند
  • آن‌ها به محیط‌های اجتماعی بیش از حد حساس می‌شوند
  • تا بتوانند با نشانگان اختلال مواجه شوند
  • آن‌ها برای فعال شدن به زمان نیاز دارند
  • کاملاً احساس خستگی دارند
  • آن‌ها نمی‌خواهند شما آن‌ها را دز آن حال ببینید
  • آن‌ها خود را بی‌ارزش می‌پندارند
  • به مکان امنی نیاز دارند
  • می‌ترسند که در جمع، خجالت‌زده شوند
  • نمی‌خواهند رنج آن‌ها برای شما دردسر شود
  • فشار بسیار زیادی را تحمل می‌کنند
  • از قضاوت می‌ترسند
  • هیچ چیزی آن‌ها را خوشحال نمی‌کند
  • آن‌ها نمی‌خواهند شما را ناامید کنند

چیزهایی که ما می‌خواهیم از بین ببریم تا از شر حال بد خلاص شویم

  • احساس بی‌ارزشی
  • بخش دردناک زندگی
  • رنجی که در این لحظه تحمل می‌کنید
  • احساس گیر افتادن در افکار منفی
  • احساس تنهایی
  • کابوس
  • احساس دردسر بودن
  • احساس ناامیدی
  • نفرت از خود
  • درد ناشی از دل شکستگی
  • مشکلات مالی
  • سوگ
  • فشار ناشی از انتظارات دیگران

 

 

مثال‌هایی که نشان می‌دهد اختلالات روانی در زندگی روزمره چگونه خود را نشان می‌دهند

  • تقلا کردن در رختخواب برای خوابیدن
  • کنسل کردن برنامه و قرارها در آخرین لحظه
  • احساس اینکه انگار شما زنده هستید اما زندگی نمی‌کنید
  • فلاش بک، به خاطرات تلخ گذشته
    ترس از اگر تجربیات سخت خود را با دیگران به اشتراک بگذارید آن‌ها شما را ترک می‌کنند
  • تغییرات خلقی که می‌توانند از چند ساعت تا چند روز ادامه داشته باشند
  • عصبانی شدن سر چیزهای کوچک
  • منزوی کردن خود برای محافظت از دیگران
  • درگیر شدن در فعالیت‌های پرخطر
  • سرزنش شدید خود
  • انتقاد از خود به خاطر هر مسئله‌ای که اتفاق می‌افتد
  • غذا خوردن بسیار زیاد یا کم خوردن
  • گریه کردن زیاد و گاهی اوقات یهویی
  • انزوای اجتماعی
  • باور دارید که برای دیگران دردسر هستید
  • احساس گناه شدید برای هر چیزی که اتفاق می‌افتد

 

افکار رایج بیماران افسرده

  • من دوست‌داشتنی نیستم
  • بهتر نمی‌شوم
  • بی‌ارزش هستم
  • برای دیگران دردسر هستم
  • هیچ کس من را درک نمی‌کند
  • به اندازه کافی خوب نیستم
  • به خاطر اینکه ضعیف هستم نمی‌توانم کارهایم را انجام دهم
  • همیشه اوضاع همین طور خواهد بود
  • هیچ‌وقت دیگر شادی را تجربه نمی‌کنم
  • از خودم متنفرم
  • نبودنم برای خانواده بهتر از بودنم است
  • آدم بدی هستم
  • من یک شکست به تمام معنا هستم
  • به اندازه کافی قوی نیستم
  • همه از من بهترند
اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

مشاوره تلفنی

    در صورت نیاز به مشاوره می توانید فرم را تکمیل نمایید و یا با ما در ارتباط باشید.