اسفند!سلام.

اسفندخوب ومهربون!سلام.

چقدرافتاب كمرنگ وبيجونت رودوست دارم.

چقدر،شوروحال مردم وحال وهواي تغييررودوست

دارم.

چقدر،شلوغي خيابونا ورسم چهارشنبه سوري رو

دوست دارم.

چقدر،شروع واغاز ونوشدن اين همه اتفاقات رو

دوست دارم.

اسفندزيباودلربا!لحظه لحظه ات ،خاطره انگيزو

سرشارازتحول شيرين،براي شروعي بهاري است.

چقدرازدحام مغازه هاوسبزكردن سبزه وخريداجيل وشيريني رودوست دارم.

چقدر،تحول وتنوع وعشق ومهربوني رو،دوست دارم.

خوش اومدي،اسفندعزيزوهيجان انگيز!امسال باتغييرباورهاي كهنه مان وهجرت به سوي باورهاي

مثبت وجديد،به توخوش امد،ميگوييم.تامانيز مانند

تو،رنگ وبويي ازجنس،نوشدن،بگيريم.

 

تحول/ هجرت/ شادی/ تغییر

هرگاه به جایی رسیدی که با اینگونه بودنت خشنود بودی و نیازی ندیدی اینگونه بودنت را برای کسی  توضیح دهی یا توجیه کنی، هرگاه احساس کردی نیاز به رنگ عوض کردن نداری، هرگاه به جایی رسیدی که دانستی، انسان مقابلت صرف نظر از جایگاه و ثروت، تنها یک انسان است مثل تو، هرگاه کسی را برای خودت بت نکردی، آنگاه ترس از تو دور می شود، آنگاه دیگر زندگی ات تنها از آن توست.

 

هرگاه اموختي كه ترس واضطراب،زاييده افكارتوست وفقط درحيطه مجازي ميگنجد

قلبت ارام ميگيرد.

 

هرگاه بيماري وبيوفايي ومشكلات اقتصادي

را رهاكردي وبه مثبت انديشي وشادي،چنگ زدي

زيستن واقعي روتجربه ميكني.

 

هرگاه به جاي اين كلمه سه حرفي(ترس)كلمه سه

حرفي(خدا)راجايگزين كردي وباهمه وجود،به حضورش اعتراف كردي وباوربه قدرتش را،سرلوحه

اعمالت قراردادي،معجزات پديدارميشوندوتو تا،ابد

درحريم امن الهي وعشق رباني قرارميگيري وباهر

نفس،بهشت باور،راتجربه ميكني…

همیشه یادتان باشد که

زندگی

پیش کشی است برای شـــادمانی

و خــوب زیستن.

لبخـــند زیباترین آرایش هر فرد است و مثبت اندیشی کلید خـــوشبختی

زندگی کوتاه تر از آن است

که خود را به خاطر مسائل بی ارزش

دچار استرس کنید.

از همه لحظه های عمرتان لـــذت ببرید

کمتر قضاوت کنید و بیشتر بپذیرید

همان گونه که خـــدا دوست دارد زندگی کنید

و اهمیت ندهید که دیگران درباره شما چگونه فکر می کنند

و چه می گویند…

 

فقط باوربه قانون جذب وباور وقدرت ايمان ومعجزه

مثبت انديشي داشته باشيد،تاشاهدخوشبختي وسلامت و ارامش وثروت وسعادت باشيد…

اگه تمام دنیا هواتو داشته باشن و بهت عشق بدن، تا وقتیکه خودت برای خودت ارزشی قائل نباشی و به خودت احترام نذاری ، مثل این میمونه که صدتا صفر،قبل از عدد بذاری و توقع داشته باشی، عددت بیشتر بشه.

حواسمون باشه صفر قبل عدد، هیچ عیاری نداره ‌و تغییری در ماجرا نمیده ….

پس یاعلی بگو و همه افرادی که فقط طلبکاربودن وقدرنشناس رو از،زندگیت حذف کن. چون این گروه ، همیشه بهانه ای برای نارضایتی دارن.

/صفر قبل عدد،تعطیل/

سلام-  شبتون بخيربچه ها-  ميخوام براتون قصه بگم-  يه قصه واقعي وجذاب،كه ادمهاي مهربون اون قصه خودتونين وسرزمين قصه مون ايرانه

 

يكي بودوهمه بودندوخدابود…  يه كشورخوب وقشنگي به

نام ايران بود…   يه تعدادزيادي،زن ومردوبچه وپيرو جوون داشت،كه دل هاشون باصفابود

 

يه روز وروزگاري كه ديگه،همه اين عزيزان خسته بودندازتكرار… همه شون به دنبال حال خوب و ارامش

 

دست دعابلندبه سوي اسمون…  همه اون مردمان مهربون

 

يه دفعه اون خالق هفت اسمون… همون خداي باور مون

همه غم ها وغصه ها،رو شست از دلمون

بارون رحمتش و،ريخت سرمون

چراغ جهل وخرافات رو،خاموش كرد

دل هامون را،با صداقت و نور،هم اغوش كرد

 

خورشيد اگاهي وعشق، تابان شد

دل مردمان سرزمينم،شادمان شد

همه غرق شادي وشور،شدند

زيرسايه خدا،ايمن ومسرورشدند

اي خداي حافظ باوريون     تا ابد،پشت وپناهمون بمون

 

یدار شو انسان! پریشانی بس است
این همه درد و غم و کابوس تنهائی بس است

سال ها در حسرت و اندوه فردا مانده ای
قسمت و تقدیر،یأس و پشیمانی بس است

ایه ایه،خط به خط، آیات رحمت دیده ای
موسم بدبختی و سرما و ویرانی بس است

ترسهای کودکی،تاریکی شب های تار ‌دلشوره واگویه ها
جهل و خشم و فقرو جنگ و دوری و کوری بس است

ابراهیم آورده ام فرزند!اسماعیلت کجاست؟
تلخی قتل و جنایت،دید بد ذاتی بس است

قرن ها آمد که انسان در غم دیروز هاست
آفت تلخ جدایی،اشک رسوائی و بدنامی بس است

باورم کن،باوری از جنس عشق و نور و خلق
شاهد ناباوری، سازش با ابلهی، شور بی شعوری بس است

 

وانمود کن قوی هستی ،
تا قدرت یابی.وانمود کن شاد هستی
تا شاد شوی.ذهن شما ، قدرت تشخیص اینکه وانمود میکنین یا واقعیت را نشان میدهید ، را ندارد.
پس از این توانایی ذهن به نحو احسن بهره ببریم.
هرچه می خواهی وانمود کن،تا هرچه می خواهی بشوی.

«شعار میدهیم تا به شعور تبدیل شود.»

ظرفیتهای متفاوت :
افرادظرفیتها،ظرفهاو‌مخزنهای متفاوتی دارند .
اشتباهمان این است که، بدون توجه به ظرفیت ومخزن افرادمحبت یابی محبتی میکنیم.
درروابطمان تعادل رابلدنیستیم وراه افراط و تفریط را پیش میگیریم.اما پیشنهاد من این است که ،
بعد از برطرف کردن ایرادهای واقعی خودمان، براي دلخواه ديگران به اندازه هاي استانداردخودمان ،دست نزنیم .
و بیاموزیم باديگران كه قالبهاي فكري متفاوت و اندازه وظرفيت متفاوت دارند،چگونه برخورد كنيم.

باور کن که بهترینی! باور کن که توانمندترینی ! باور کن که فقط خودت میتونی به خودت،کمک کنی!
باور کن که خدا عاشقته و تو هم عاشقش باش.
باور کن که زندگی زیباست و اینهمه زیبایی رو،جشن بگیر و شاد باش.
باور کن که معجزات برات در راهه و بااغوش باز،پذیرای خوشبختی وعشق ‌و سلامت ‌سعادت ورهایی باش…

تو فقط باور کن که به حق این بارون الهی در این فروردین زیبا، به همه آرزوهات میرسی ودلت آروم میشه…
فروردین مغرور ! بهت قول میده که

امسال،سال توست

سکوتم از رضایت نیست .
اگر سکوت میکنم، چون دیگران را لایق شنیدن نمیدانم،
چون ذهن ها و مغزهای خفته را،لایق بیدارکردن نمیدانم،سکوت میکنم تا عقربه ها آرام آرام بگذرند و خلوت و خاموشی جهلشان را به یادگار ببرند.
سکوت میکنم نه از روی رضایت.
سکوت میکنم نه بخاطر سکوت.
سکوت میکنم نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم،چون ذهن انسان چون مترسکی خفته،در خاموشی و جهل فرورفته و انسان آگاهی نمیبینم،که با او به صحبت بنشینم.
سکوت میکنم، نه از روی رضایت ،بلکه از روی آرامش،از روی قدرت،از روی غرور.
سکوت میکنم از روی عشق،سکوت میکنم از روی باور.
سکوتم از روی قدرت است نه از روی رضایت.
زیرا ایمان دارم،رضایت همگان را نخواهی توانست به دست آوردن، پس گاهی سکوت کن به احترام ذهن های خاموش که مبادا بیدار شوند و جهلشان دیگران را در خود فرو برد .
سکوت کن،چون تو لایق سکوتی و هیچ توضیحی به هیچ کسی بدهکار نیستی .
سکوت کن،چون هیچ توجیحی نباید بیاوری،برای مغزهای بیماروشکاکی که تورا هر آنگونه که میخواهند میبینند.
سکوت کن نه از روی رضایت، از روی قدرت و عشق و باور .
سکوت کن،چون تو لایق آرامشی.
سکوت کن و بگذار مترسکها در خواب ابدی شان بمانند .
 رسالت ما در این جهان، چیزی نیست جز حال خوب!

💛
و این حال خوب میسر نمی شود مگر با عشق بی قید و شرط به خود،
ترک قضاوت،
ترکت تهمت،
ترک غیبت،
ترک دروغ،
ترک دورویی،

و “توکل”
🧡
توکل یعنی اعتماد تام و تمام به نیروی برتری که لحظه ای ما را به حال خود رها نمی کند؛
💛
یعنی دیدن و درک داشته هایمان قبل از خواستن چیزی بیش تر و بهتر!
🧡
چرا که مادامی که به داشته هایمان واقف نباشیم، به بهتر و بیش تر از آن چه که داریم دست نخواهیم یافت و حتی اگر هم این چنین شود، قدرت درک آن‌ را نداشته و از آن بهره مند نخواهیم شد.

 تا زمانی که حال خودمان خوب نباشد و ظرف وجودی مان از قدرت و عشق به خود، سرشار نباشد، نمی توانیم رسالتی را در قبال دیگران انجام دهیم.

🔸
تا وقتی منتظر باشیم، تایید و یا تضمینی از بیرون به ما برسد، به حال خوب واقعی دست نخواهیم یافت.
🔸
اگر پنج نفر از من دزدی کردند، همه ی دنیا دزد نیستند. اگر پنج نفر به من بدی کردند، قانون عشق و ارتباطات سالم و حال خوب، زیر سوال نمی رود.
🔸
باید بدانیم که انسان بی عیب وجود ندارد. در این شرایط با خشم از حال بد یا عیبی از دیگری، فقط و فقط به خودمان آسیب می زنیم و این آسیب تا وقتی عمیقاً نخواهیم، ترمیم نخواهد شد.
🔸
هیچ نجات دهنده ای از بیرون به نجات ما نخواهد شتافت. هر چه هست در درون ماست.
🔸
پس بیاییم از امروز، در مواجهه با هر مسئله ای فقط و فقط از درِ قدرت و عشق به خود وارد می شویم.

 🍃🍃🍃

تا وقتی عشق به خودم نباشد، با عشق زمینی نمی توان به خدا رسید.
🍃
عشق زمینی وسیله ای ست برای شناسایی عشق واقعی که همانا عشق به خود و در نهایت عشق به خداوند است.
🍃
اسم هر وابستگی و دلبستگی و کمبود و نیاز و شهوت را عشق نگذاریم.
🍃
وقتی عاشق خدا شویم، بین هیچ مخلوقش در دلمان فرقی و مقامی قائل نمی شویم.
🍃
دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی
🍃
زمانی می توان به نهایت عشق که عشق الهی ست رسید که تمام وجودت جوش و خروش و هیجانی باشد که نه کسی می تواند از تو بگیرد، نه کسی می تواند بیش از آن به تو بدهد.
🍃
از عشق الهی که ریشه در عشق به خود دارد هر چه ببخشیم، بیش تر خواهد شد.
🍃
در آن زمان وقتی به کسی می گوییم دوستت دارم یعنی با صدای بلند عشق به خود را اعلام می کنیم.
🍃
ما با هستی و دیگران هیچ داد و ستد و معامله ای نداریم. هر چه هست جوششی بی انتهاست که وابسته به هیچ عامل بیرونی نیست و فقط و فقط از درون ما سر چشمه می گیرد.

 

در نظام باور و باور درمانی ، ما فقط و فقط روی یکفر کار میکنیم و آن خودمان است .
فقط یک هجرت مد نظر است، هجرت از خود قدیم به خود جدید .
هجرت از ناخودآگاه به سمت خودآگاه ، و این مهاجرت،چیزی نیست جز بهشت .
به صلح رسیدن یکی از اهداف ماست، به صلح رسیدن با خودمان،دیگران،خداودیگر انسانها، از تو یک انسان صالح میسازد.
یک زاده شدن مد نظر است که متولد شدن از افکار جدیدت است.
باید بدانیم ،یک رقیب و دشمن وجود دارد که فقط و فقط خودمانیم .
یک دوست و یار و همنورد داریم که فقط و فقط خودمانیم .
طریقت ، حقیقت، شریعت خودمانیم .
از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا …

 خداجونم!سلام.شبت بخير.

امشب دوباره دلم هواتوكرده ودعوتت ميكنم
يه سربه كلبه قلبم بزني تاباچاي عشق وشيريني
محبت وشومينه داغ عاطفه وباوري ازجنس پرستش وعبادتت،ازت پذيرايي كنم…
واي!خداي مهربونم،خوش اومدي به اين ضيافت
زمستوني وعاشقانه…
برات فرش قرمزي ازگل سرخ به سمت قبله وجودت
پهن ميكنم وباغزلي ازخواجه شيرازبه استقبالت ميام ويه دنيادردودل باهات دارم…
ولي نه!ببخشيد خداجونم.اين بارديگه نميخوام از
سختي ومشكل وبيماري ونابساماني روي زمين،حرفي بزنم…
خداي مهربونم!اين دفعه ميخوام شكركنم وبگم كه
خداروشكر،اينجا همه چي خوب وعالي پيش ميره.
همه بنده هات سلام ميرسونن وحالشون خوبه.
هركي كه دلش ميخوادوافكارمنفيشوكنارميذاره
شادوخوشحاله ونعمت وبركتت به وفور براي همه
هست.
خدايا!اين بار،اعتراف ميكنم كه هركي تمايل داشته،راه خوشبختي وموفقيت روپيداكرده وبه
ارامش جسمي وروحي رسيده…
خداجونم!عاشقتم،كه انقدرمهربون وصبوري وبه
شب نشيني قلبم اومدي…
اره،به خودت قسم وصدهابارقسم،كه همه چي براي همه عالي پيش ميره وهمه به سمت نفس مطمينه شدن،درحركتندوديگه هيچكس گله وشكايتي ازقسمت وتقديرنداره…
خداي من!باخيال راحت خدايي كن وكمترنگران ما
باش،چون نسل بشرازخواب غفلت داره بيدارميشه وازاتيش جهل ونااگاهي نجات پيداكرده وبه سمت
بهشت باوروتوكل ويقين ميره وبه درك اناالحق ميرسه…
پس خداي عشق وباور!من ازتوخيالم راحته وتو،هم
ازمن وماخيالت اسوده باشه،چون ميخوايم بهت اعتمادكنيم وترس هامون رودوربريزيم…

 

عزيزانم!ميخوام پرده از،يه رازبردارم.
اين رازمبهم كه چراحرفهاي بعضي ازافراد،
بااينكه خيلي زيباومثبته،روي ماتاثيرنميذاره
ولي برعكس،حرفهاي ساده ومعمولي،بعضي
ازافراد،ماروبي نهايت تحت تاثيرقرارميده وحتي
ممكنه،سرنوشتمون رومتحول كنه وزندگيمون رو
تغييربده…
بله،رازاين تاثيرگذاري،فقط دراحساس وباورگوينده است.
وقتي كسي ازعشق ميگويد ولي خودش عاشق
نيست،
ازصداقت ميگويد،درحاليكه خودش،صادق نيست.
ازعبادت ميگويدولي خودش،عابد،نيست.
ازاحساس حرف ميزندوترويج شادي ميكند،ولي
خودش خوشحال نيست.
ازاميدواينده شعارميده ولي خودش هنوزنااميده.
ترس ازقضاوت ديگران داره ولي مدام درحال قضاوت كردنه،
ادعاي روشنفكري وتمدن ميكنه ولي هنوزدرگير
جهل وخرافاته.
تشويق به توكل ميكنه وازخداحرف ميزنه ولي اسير
ترسهاونگراني هاشه.
ازباورحمايت ميكنه ولي باورواقعي روباتلقين صوري اشتباه گرفته.
پس فقط درصورتي شماتحت تاثيرعقايدديگران
قرارميگيريد،كه خودشان عامل باشند.

 باورکن به خاطر خودت میگم، هیچوقت برای فراموش کردن یه نفر ، سراغ نفر دیگه نرو، چون اعتیاد به آدم‌ها ، بدترین نوع اعتیاده.

به خاطر خودت میگم، به بهانه گذشته و ترس از آینده ، لحظه حالت رو ، از دست نده ، چون گیر کردن توی گذشته و آینده ، بدترین اتفاقه.
به خاطر خودت میگم ، یه اشتباه رو ، یه بار بیشتر تکرار نکن، چون مثل اینه که یه کتاب رو، چندبار بخونی و منتظر باشی، داستان عوض بشه.
به خاطر خودت میگم ، از هیچکی ( حتی نزدیکترین فردزندگیت) هیچ توقعی نداشته باش و منتظر نمون ، چون انتظارت برآورده نمیشه و توی ذوقت میخوره.
به خاطر خودت میگم، برای فرار از تنهایی ،سراغ آدم اشتباه نرو ، چون تنهاییت چندبرابر میشه.
به خاطر خودت میگم، روی دیوار هیچکس یادگاری ننویس، چون برداشت آدم‌ها با تو فرق میکنه ‌و عزت نفست از بین میره…
فقط و فقط از خالق اصلی و صاحب هستی ومالک رسمی بخواه که در کمتر از چشم بهم زدنی ، حاجت دلتو میده.

 سکوتم از رضایت نیست .

اگر سکوت میکنم، چون دیگران را لایق شنیدن نمیدانم،
چون ذهن ها و مغزهای خفته را،لایق بیدارکردن نمیدانم،سکوت میکنم تا عقربه ها آرام آرام بگذرند و خلوت و خاموشی جهلشان را به یادگار ببرند.
سکوت میکنم نه از روی رضایت!
سکوت میکنم نه بخاطر سکوت!
سکوت میکنم نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم،چون ذهن انسان چون مترسکی خفته،در خاموشی و جهل فرورفته و انسان آگاهی نمیبینم،که با او به صحبت بنشینم.
سکوت میکنم، نه از روی رضایت ،بلکه از روی آرامش،از روی قدرت،از روی غرور.
سکوت میکنم از روی عشق،سکوت میکنم از روی باور.
سکوتم از روی قدرت است نه از روی رضایت.
زیرا ایمان دارم،رضایت همگان را نخواهی توانست به دست آوردن، پس گاهی سکوت کن به احترام ذهن های خاموش که مبادا بیدار شوند و جهلشان دیگران را در خود فرو برد .
سکوت کن،چون تو لایق سکوتی و هیچ توضیحی به هیچ کسی بدهکار نیستی .
سکوت کن،چون هیچ توجیحی نباید بیاوری،برای مغزهای بیماروشکاکی که تو هر آنگونه که میخواهند میبینند.
سکوت کن نه از روی رضایت، از روی قدرت و عشق و باور
سکوت کن،چون تو لایق آرامشی

 سکوتم از رضایت نیست .

اگر سکوت میکنم، چون دیگران را لایق شنیدن نمیدانم،
چون ذهن ها و مغزهای خفته را،لایق بیدارکردن نمیدانم،سکوت میکنم تا عقربه ها آرام آرام بگذرند و خلوت و خاموشی جهلشان را به یادگار ببرند.
سکوت میکنم نه از روی رضایت!
سکوت میکنم نه بخاطر سکوت!
سکوت میکنم نه اینکه حرفی برای گفتن ندارم،چون ذهن انسان چون مترسکی خفته،در خاموشی و جهل فرورفته و انسان آگاهی نمیبینم،که با او به صحبت بنشینم.
سکوت میکنم، نه از روی رضایت ،بلکه از روی آرامش،از روی قدرت،از روی غرور.
سکوت میکنم از روی عشق،سکوت میکنم از روی باور.
سکوتم از روی قدرت است نه از روی رضایت.
زیرا ایمان دارم،رضایت همگان را نخواهی توانست به دست آوردن، پس گاهی سکوت کن به احترام ذهن های خاموش که مبادا بیدار شوند و جهلشان دیگران را در خود فرو برد .
سکوت کن،چون تو لایق سکوتی و هیچ توضیحی به هیچ کسی بدهکار نیستی .
سکوت کن،چون هیچ توجیحی نباید بیاوری،برای مغزهای بیماروشکاکی که تو هر آنگونه که میخواهند میبینند.
سکوت کن نه از روی رضایت، از روی قدرت و عشق و باور
سکوت کن،چون تو لایق آرامشی